گر دو سه ابله تو را منکر شدند، تلخ کی گردی چو هستی کان قند
یادداشت کوچک
کویر انتهای زمین است؛ پایان سرزمین حیات است، در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم و از آن است که ماوراءالطبیعه را- که همواره فلسفه از آن سخن می‌گوید و مذهب بدان می‌خواند- در کویر به چشم میتوان دید، میتوان احساس کرد.
[کویرِ علی شریعتی]

به راستی چوپانان چه سعادتمندند. شاهراه زیستن، کلید شادمانی و شعف، طریق غور در عشق و زندگی و حقیقت،  «سکوت» را در جعبه‌ای طلایی به دستشان سپرده‌اند و هرچه می‌شنوند موسیقی ست و نه خزعبل‌ها و اراجیف آدمیزادگان و جرثومه‌هایشان.  

  • .کارل الف

سینما به دو بخش تقسیم می‌شود: فیلم و تبلیغ.

  • .کارل الف

در این عمر که همچو جوی نو نو میرسد[مولوی]، آدمیزاده پیوسته بین دو قطب رنج و ملال در آمد و شد است. آنگاه که از رنج رهایی یابد به ملال نزدیک شده و آنگاه که از ملال رهایی یافته رنجی نو ساخته. شاد بودن این میان امری‌ست بی‌اندازه جدی و مهجور مانده.

  • .کارل الف

مرگ آمدنیست دیر و زودم.

  • .کارل الف

این نوشته تحت تاثیر افکار مبهم «ژیل دلوز» است. بر مخاطب است که قبل از خواندن متن، پاراگراف آخرش را بخواند لطفا!

  • .کارل الف

مولانا در مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش نهم، بیتی دارد که اینطور:« ای برادر تو همان اندیشه‌ای/ ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای» 

  • .کارل الف